شمس اله مهدیان

آخرین به‌روزرسانی

۲۳ خرداد ۱۴۰۵

شمس اله مهدیان

اطلاعات تماس

توضیحات

به جای مقدمه (از مهرداد تیموری)

از همکاران بازنشسته سال ۱۴۰۴ آقای مهدیان بود؛ مردی کاردان و مدبر که دانسته‌های خود را در طبق اخلاص در اختیار مرکز و همکاران قرار می‌داد.

یادم می‌آید که سقف ساختمان من مشکل داشت و مردد بودم که چه‌کار باید کرد؟! آقای مهدیان بلافاصله می‌گوید یک جک پیدا کن!؟ فردا با هم درست می‌کنیم! همانطوری که گفته بود در عرض نیم ساعت کار را به بهترین شکل ممکن حل کرد. کمک‌کار همه همکاران بود و وجودش برای مرکز غنیمت بود. مرد خوش‌فکری بود. تجربه زیادی در ساخت و ساز و امور پشتیبانی داشت؛ رد پای خلاقیت و تلاش او را در تمام کارهای عمرانی و پشتیبانی مرکز می‌توان براحتی مشاهده کرد.

جایگاه وی در اداره نیز فراز و فرود زیادی داشت. گاهی همه‌کاره بود و گاهی نیز آس و پاس، هیچ‌کاره، و ول ول می‌چرخید!

مهرداد تیموری

 

مهدیان از خودش، کارش و دیگران در مرکز می‌گوید:

در تیر ۱۳۷۶ از طریق رستوران پنگون به جهاد معرفی شدم و در زمان آقای افشار (رئیس اداره خدمات) به‌عنوان سرآشپز مرکز آموزش امام خمینی(ره)، وابسته به وزارت جهاد سازندگی سابق، فعالیت خود را آغاز کردم. در آن زمان مهندس راضی، معاون امور اداری، و دکتر بصیری، رئیس مرکز بودند.

در همان سال‌های ابتدایی، با اصلاح شیوه پخت و مدیریت هزینه‌ها موفق شدم هزینه‌های آشپزخانه را حدود ۳۰ درصد کاهش دهم. همچنین برخی غذاهایی که پیش از آن طبخ نمی‌شد یا مهارت تهیه آن وجود نداشت، به منوی غذایی مرکز اضافه شد. به دلیل رضایت از عملکردم، پس از دو سال به گزینش معرفی شدم؛ هرچند به دلیل سابقه کم، روند رسمی شدن با تأخیر همراه شد و تا سال ۱۳۹۰ به‌صورت رسمی آزمایشی فعالیت داشتم.

از سال ۱۳۸۳ به مرکز کرج منتقل شدم و به‌عنوان کارپرداز و ناظر آشپزخانه ادامه خدمت دادم. همچنین در امور عمرانی نیز با مسئولیت نظارت همکاری داشتم.

سال‌های نخست خدمت برای من بسیار خوب و همراه با احترام متقابل بود. تا حدود سال ۱۳۹۳ فضای کاری مطلوب و صمیمی بود؛ اما از سال ۱۳۹۴ به بعد شرایط تغییر کرد و برخورد برخی مدیران برایم دشوار و آزاردهنده شد.

اگر به گذشته بازگردم، با توجه به تجربه سال‌های پایانی، شاید این مسیر را دوباره انتخاب نکنم؛ زیرا آنچه بیش از سختی کار مرا آزرده می‌کرد، بی‌حرمتی‌ها بود، نه حجم مسئولیت‌ها.

فراز و نشیب‌های شغلی

مهم‌ترین موفقیت من، مدیریت صحیح امور آشپزخانه و نظارت دقیق بر دوره‌ها و برنامه‌ها بود؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از فعالیت‌ها با پیگیری مستقیم من به نتیجه مطلوب رسید. در تمام بخش‌هایی که مسئولیت داشتم، با افتخار و تعهد کار کردم.

هیچ کاری برایم سخت نبود؛ اما بی‌توجهی و قدردانی نشدن از زحمات، بزرگ‌ترین دشواری مسیر کاری‌ام بود. باور دارم تجربه عملی، گاهی ارزشمندتر از مدرک تحصیلی است؛ همان‌گونه که معماران قدیم با تجربه و مهارت، آثاری ماندگار خلق می‌کردند.

ویژگی‌هایی همچون پشتکار، مسئولیت‌پذیری و دلسوزی برای کار، مهم‌ترین عواملی بودند که باعث تداوم فعالیت من در این سال‌ها شدند.

از نظر مالی، کار کارمندی برایم سود چندانی نداشت. بخش عمده منفعت اقتصادی‌ام از فعالیت‌های بیرونی تأمین شد. با این حال، از این بابت خوشحالم که همواره بیش از حقوق دریافتی‌ام کار کردم و خود را مدیون مجموعه نمی‌دانم؛ بلکه با وجدان کاری تلاش کردم وظایفم را به بهترین شکل انجام دهم.

امروز که به سال‌های خدمتم نگاه می‌کنم، به مسئولیت‌ها و مدیریت‌هایی که برعهده داشتم افتخار می‌کنم. اگر قرار بود تصمیمی را تغییر دهم، شاید از انجام برخی کارهای بسیار سخت، بدون قدردانی، صرف‌نظر می‌کردم.

الان هم بازنشستگی را فرصتی برای زندگی آرام‌تر و تمرکز بیشتر بر خانواده و خودم می‌دانم. تصمیم دارم کمتر کار کنم و بیشتر به زندگی شخصی و آرامش خانوادگی بپردازم.

 

سمت‌ها

بخش‌ها سمت

بازنشستگان